تبليغاتX
نوشتم باران، باران بارید ...
نمی دونم بی پروا مستم یا مست بی پروام!
 

تا الان معنی " فقط " را انقدر خوب نفهمیده بودم!

ولی این چند وقت ...

حالا وقتی می گویم :

- من از این دنیا " فقط " " تو " را می خواهم -

خوب می فهمم یعنی چه؟!.

 

 

 

 

 

: حافظ " وصال " می طلبد از ره دعا ... یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن.

: طعم شیرین این روزام رو مدیون توام ... مرسی!.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 20:49  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

به قول دوستی :

" یک استکان چای هم می تواند

مست کند!...

میزبان اگر چشمان تو باشند..."

همین!.

 

 

 

 

 

: خدا رو شکر .... به خاطر تو .... به خاطر چشمات .... به خاطر خنده هات.... .

: نگاهت دیوونم می کنه... .

: چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم ... چشم بد دور ... .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 22:5  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

زندگی،

جاهایی دارد که در آن ها فاصله بی معنی می شود...

جایی بدن ها دست در دست هم داده اند اما،

قلب ها هزار سال نوری از هم فاصله دارند... 

و در جایی دیگر،

بدن ها در حسرت بوسه بر لبان همند

اما قلب ها هم آغوش یکدیگرند...

انگار باید بعضی جاها

فاصله را با قلب اندازه گرفت نه با متر ...! .

 

 

 

 

 

: نمی رفتند تا به جایی برسند، می رفتند تا باهم باشند.... . (دکتر شریعتی)

: دوری و دوستی... متنفرم از این جمله!.

: بی تو هرشب یلداست ....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 23:32  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

آری عزیز!

راست می گویی٬

حتما می رسیم...

تو به دشمن

من به دوست!.

 

 

 

 

: شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان / ور نه پروانه ندارد به سخن پروا یی.

: این روزا هوای دلم آفتابیه... .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 23:11  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

در تنهایی خود

پک می زنم سیگاری را که پر می کند ریه هایم را

از طعم تلخ دوری٬

ولی هرچقدر هم تلخ باشد بهتر از

طعم گند فراموش شدن است٬

طعمی که تمام جهانم را پر کرده است٬

حال من "بازدم"

این "مفرح ذات" قدیمی را نمی خواهم!٬

نمی خواهم درونم نیز به گند کشیده شود٬

به هر حال

طعم تلخ بهتر از طعم گند است!.

 

 

 

 

: تنهایی به معنی بی کسی نیست٬ بلکه به معنای جدایی است. به معنای بی کسی نیست٬ به معنای

 بی "او"یی است. (دکتر شریعتی)


امان از دل زینب....التماس دعا.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 4:47  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

اولین روز آخرین ماه عاشقانه ترین فصل خدا "پاییز"

این آدرس خوبی است برای رسیدن٬

رسیدن به یک روز

روزی که شاید برای هیچکس معنی خاصی نداشته باشد

ولی برای من و تو که دارد نه؟!٬

معنی خاصی مثل روز تولد "تو"

آری٬ این آدرس روز تولد توست٬

ولی!... فقط یک سوال٬

تو خودت کجایی که هیچ آدرسی مرا به تو نمی رساند؟!.

 

 

 

: "تولدت مبارک" مخاطب خاص نوشته هام!.

: تولد تو برای من مهم بود ولی نمی دونم که تبریک من برای تو مهمه یا نه؟!.

: " هزار سوال بی جواب " هدیه من به تو!.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 0:0  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 
 
همیشه خواستن توانستن نیست!
گاهی می خواهی ولی نمی شود...
گاهی می خواهی
به چشمان کسی که دوستش داری خیره شوی و
آرام بگویی: " دوستت دارم "
ولی زندگی چنان فاصله ای بین تو وچشمانش می اندازد که
اگر داد هم بزنی او نمی شنود...
نه عزیز! همیشه خواستن توانستن نیست... .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
: انگار! پای ثانیه ها سنگ می شود ... وقتی دلی برای دلی تنگ می شود!
: تموم دلخوشی هام رو تو با رفتن گرفتی... .
: بازم ت ن ه ا م!
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 21:13  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

آتش گرفته ام!

آتش من از جای دیگری است...

نگاهم که می کنی .... آتش می گیرم!

آتشی سخت و سوزان

شاید همان آتش عشق معروف

و من همچون ابراهیم

در این آنش خواهم سوخت

سخت و بی پروا

فقط برای من " بردا و سلاما " لازم نیست

می خواهم تا ابد بسوزم!. 

 

 

 

 

 

: ممنون که نپرسیدی حالت چطور است؟.... تا مجبور نباشم دروغ بگویم که خوبم!.

: متن رو نوشتم به یاد اون روزا ... هنوزم چشمات رو دوست دارم... اگه تو نباشی منم دیگه اینجا اضافیم... .

: تنهام نذار ... لطفا!.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 12:30  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

میتوان همچون عروسک های کوکی بود

با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید

میتوان در جعبه ای ماهوت

با تنی انباشته از کاه

سالها در لابلای تور و پولک خفت

میتوان با هر فشار هرزهء دستی

بی سبب فریاد کرد و گفت

" آه ، من بسیار خوشبختم "...

 

 

 

 

: زندگی منم شده عین هندونه ! ...... آهاآآآآآی . . . زندگی به شرط چاقو !!

: گر خزان این همه رنگین و اگر مرگ این است / دل کند گل به تمامی ز بهاری بودن!

: پاییزتون بهاری!.


عذر بابت دیر اومدن، تا وایرلس خوابگاه درست شه دیر به دیر میام.

مرسی از دوستایی که جویای حالم بودن. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 22:5  توسط سايه خزان (هادي)  | 

 

دلم

یک کوچه می خواهد،

بی بن بست

و یک خدا،

که با هم کمی قدم بزنیم

همین!.

 

 

 

: گاهی وقتا تلخ ترین لحظه های زندگیه آدم رو کسی می سازه که قشتگ ترین لحظه هارو با اون داشتی!

: این جمله رو چند وقته که دارم تجربه می کنم... .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 15:35  توسط سايه خزان (هادي)  |